• fatima17 یک بروزرسانی ارسال کرد ۵ سال, ماه ۶ قبل

    دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند*****واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
    بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند*****باده از جام تجلی صفاتم دادند
    چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی*****آن شب قدر که این تازه براتم دادند
    بعد از این روی من و آینه وصف جمال*****که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
    من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب*****مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند
    هاتف آن روز به من مژده این دولت داد*****که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
    این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد*****اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
    همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود*****که ز بند غم ایام نجاتم دادند